عبدالله مستوفى
22
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
3 - حقوق رياست وزراء ، در دو نوبت از قرار ماهى دو هزار تومان و در مدت بيست و ششماه پنجاه و دو هزار تومان . 4 - حقوق ايام خانهنشينى و وكالت كه از تمام وظيفهء ديوانى خود استفاده ميكرديد تقريبا هفت سال ، هر سالى 1800 تومان ، دوازده هزار و ششصد تومان . بنابر حساب فوق كل وجوه مشروعى كه در اين 13 ساله بشمار رسيده است 87566 تومان است . مخارج زندگانى شما در 3 سال اول ، سالى ششهزار تومان ، هيجده هزار تومان و در ده سال آخر برويهم سالى دوازده هزار تومان ، يكصد و بيست هزار تومان ، قرض خانه هشت هزار تومان ، جمع سه فقره يكصد و چهل و ششهزار تومان است ، از تفزيق مخارج از عايدات 58434 تومان باقى مىآوريد ، كه اين مبلغ را هم ميتوان از بابت عايدات املاكى كه در اين سه چهار ساله اخير از راههاى غير مشروع دست و پا كردهايد بمفاد « الزرع - للزارع و لو كان غاصبا » محسوب داشت . از اموال مرحوم معتمد السلطنه هم ، جز يك قرآن خطى كه سهم خود را از آن قرآن ، بآقاى قوام السلطنه بذل فرموديد ، چيزى تصرف نكردهايد . پس بنائى خانه ، اينهمه قالى و قاليچه و مبل و اثاث البيت و طلا و نقرهآلات و جواهرات ، اسب و كالسكه و اتومبيل ، املاك گيلان و همدان و مازندران و ملك سليمانيه ، و چهل هزار تومان بنائى آن ، و نقدينهء موجوده ، پولهاى بانك و براتهاى ليره ، كه در دورهء رياست وزراء سابق خود به خيال صرفه در 26 قران خريده ، و متأسفانه امروز 19 قران شده ، و خسارت بار آوردهايد از كجا آمده است ؟ مينويسيد : « از نخستين نقطهء شروع در هر قدم با سلاسل طاقتفرساى مشكلات و موانع مصادف گشته ، براى حل كوچكترين قضايا بزرگترين محظورات را مشاهده مىكردم . » بلى ! دولتى كه بخواهد مملكت را با قانون اداره كند ، و روزنامهجات و مجامع را آزاد بگذارد و حبس و طرد و تبعيد اشخاص را جز از راه قانون اجازه ندهد ، و بطور خلاصه ، نقض قانون اساسى و قوانين موضوعه را روا ندارد و بالاختصاص ، در مملكتى مثل ايران ، در مقابل فشار دولتين و پولتيك تقسيم ايران مقاومت نمايد ، با وجود آنتريكهاى منتظرين رياست وزراء و همدستان آنها ، كه هرروز بطريق مخصوصى از او كارشكنى ميكنند البته حق دارد از موانع و مشكلات طاقتفرسا شكوه كند ، زيرا واقعا بايد براى حال كوچكترين قضايا بزرگترين محظورات را مشاهده نمايد . ولى نمىتوانيد منكر شويد ، كه در دورهء شما هيچيك از اين اشكالات وجود نداشته ، زيرا نه بندى بقانون مىبستيد ، و نه سنگى در ترازوى آزادى شخصى ميگذاشتيد ؛ مانع و مشكل ، اگر از مجامع و روزنامه ظهور مىكرد مىبستيد ، و اگر از اشخاص بود بطرد و تبعيد و حبس مبتلا مىساختيد ، از طرف انگليسها هم ، نظر بهمپيمانى كه براى تسليم ايران به آنها داشتيد ، اشكالى فراهم نبود .